|

تعاريف:
1- مسجد: واژه مسجد به معني سجده گاه، مكان سجده و به تعبير عام، عبادتگاه مي باشد. « مسجد اسم عرفي است و درآن معني لغوي به كار رفته است.» 1 در اسلام و قرآن ، عبادتگاه ملل سابق نيز به مسجد نامبرده شده است.2 2- معنويت(معنوي): واژه معنوي، منسوب به معني، آنچه منسوب به معني است، باطني،حقيقي 3 3- مديريت: از اين عبارت به تعداد صاحبنظران آن تعريف وجود دارد و فقط آن دسته از تعاريف كه رويكرد عمومي و انسانگرايانه دارد وبه موضوع مقاله ارتباط دارد، ارايه مي گردد. 1) ايجاد مناسبات دريك مجموعه يا سازمان (مسجد) در جهت رسيدن به نتايج مطلوب. 2) اعمال تدابير و اقدامات لازم در چهارچوب نظام ارزشي و فرهنگي جامعه، در جهت جذب، بهسازي، نگهداري و كاربرد موثر نيروهاي انساني و كارايي مطلوب. 3) علم كشف پديده هاي مربوط به روابط انساني و ايجاد مناسبات صحيح دربين افراد و بطور كلي مي توان گفت: مديريت عبارت از ايجاد نظم و هماهنگي بين نيروهاي انساني ، ابزار و امكانات موجود، در جهت رسيدن به هدف يا اهداف است.4 و نهايتا براي تعريفي از مديريت با نگرش ديني مورد زير مناسب خواهد بود. مديريت اسلامي، مديريتي كه زمينه ي رشد انسان، بسوي الله ( الي الله المصير) را فراهم مي نمايد، ومطابق كتاب وسنت سيره، و روش پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) و علوم و فنون و تجارب بشري،جهت رسيدن به اهداف يك نظام در ابعاد مختلف ، همانند يك محورومدار و قطب عمل كند.5 4) محله: تعريف لغوي: محله، قسمتي از شهر، محل فرودآمدن ، كوي و برزن.6 ودر اصطلاح، محله، به خردترين واحد شهر كه داراي ويژگي ،پيوستگي و همبستگي خاصي باشد خطاب مي شود. پس از ارايه تعاريف كوتاه فوق، نياز به بحث بيشتر پيرامون هريك از مفاهيم وهمچنين ارتباط آنها با هم،براي تحقق هدف موضوع نوشتار وجود دارد. ارتباط شناسي مفاهيم: 1- مسجد: بديهي است كه هر دين وآييني نيازبه محلي براي عرضه ي تفكرات و پايگاهي اجتماعي براي حضور وتحقق اهداف خود دارد. واين مهم تاكنون در همه اديان اتفاق افتاده است. نكته مهم در اين زمينه، نوع، محل ساخت، نوع ساخت و سازوكارهاي بكار رفته در آنها است كه معرف معارف آن وارتباط آن با پيروان و زندگي آنهاست. براي مثال معابد اديان مختلف در كوهها و مكانهاي دورافتاده قرار داشته و افراد خاصي در آن به عبادت مشغول هستند و اگر در شهرباشند نيزدر روز خاصي مورد استفاده قرارگرفته و فعاليتهاي مشخصي دارند. ولي مسجددراسلام ، همزاد مدنيت آن است و علاوه بركاركردهاي خاص و مهمترين آن، كاركرد عبادي، همواره خود را با نيازهاي روز جامعه تطبيق داده و از اين رو جامعيت اسلام را انعكاس داده است. مسجد، علاوه بر محلي براي عبادت ، تزكيه نفس و رسيدن به آرامش روان، محلي براي توسعه فرهنگ ديني بوده و آموزش در اسلام همواره از مسجد آغاز شده است. اساسا مي توان گفت:مسجد،محلي براي كسب دانايي ( بينش)، اصلاح نگرش و همچنين كسب مهارتهاي مختلف (كنش) است و رويهم رفته محلي است براي اينكه مردم بدانند، بخواهند و بتوانند. مسجد در اسلام به لحاظ مادي، در محوريت و مركز شهر قرار دارد و اطراف آن بازار، مدرسه، آب انبار،و ... قرار دارد و جهت آن (يعني روبه قبله بودن) ، در ساخت و ساز خانه ها نيز (حتي الامكان) رعايت مي شود. به عبارت ديگر معرف شهرهاي اسلامي ، چهارديواري، برج و بارو و محيط آن نيست ، بلكه محوريت آن مسجد است. مسجد دراسلام، به لحاظ معنوي، شكوه(نماد) معنوي شهرهاست. آنجا كه در شهرهاي ديگر برج، مجسمه،كاخ و باغ و ... نماد آن هستند. در شهرهاي اسلامي، مسجد نماد هويت مردم آن است. مسجد در اسلام، به لحاظ فرهنگي، محلي براي عبور از فرهنگ قومي، قبيله اي به فرهنگ ديني و معنوي شدن افراد جامعه است. مسجد، به لحاظ اجتماعي مركز ارتباطات نسلي و جلوگيري از گسست نسلهاست وبه لحاظ حكومتي ، هسته ي اوليه ي مردم سالاري ديني است. مسجد در اسلام، به لحاظ انساني و زيست شهري، محلي براي هويت يابي و تعلق اجتماعي و محلي براي مشاركت در برنامه ريزي از پايين به بالاست محوريت مسجد برشهرها ومحله ها، محوريت «ان اكرمكم عند ا... اتقواكم»7 است. و نهايتا ،مسجد دراسلام، يعني: فراموش نشود، ازاوييم و به سوي او مي رويم. آنچه در اين قسمت و مبحث(مسجد) آمد حاكي از جامعيت اسلام وانعكاس آن در مسجد بود. ديني كه نماز را به زكات پيوند مي زند. عبادت را خدمت به مردم دانسته ، زينت را اعم از ظاهر و باطن، طهارت را اعم از مادي و معنوي و دنيا را مزرعه ي آخرت و آباداني مساجد خود را درحضور مردم مي داند. آداب ورود ، حضور و خروج از مسجد علاوه بر تمرين خضوع و خشوع در برابر خداوند ، تمريني براي رعايت حقوق شهروندي است. در هم تنيدگي مفاهيم و جامعيت اسلام در كلام شهيد مطهري بدين گونه آمده است: «كساني كه در جنگهاي ايران و روم شركت مي كردند، قائم الليل و صائم النهار و در عين حال، ضارب بالسيف بودند... اگر فقط شبها عبادت مي كرد و روزها روزه مي گرفت ، ولي از گوشه مسجد بيرون نمي آمد، او مسلمان نبود و اگر فقط در ميدان جنگ، شمشيرش خوب كار مي كرد و خبر ديگري نبود، او يك آدمي بود كه دنبال طمعش مي رفت، ( اسلام) ارزشش به جامعيتش است و نبايد اين جامعيت اسلام راهرگز فراموش كنيم كه اسلام نيز مثل هر مركب ديگر، وقتي كه اجزائش ، تعادلش را از دست داد، از بين مي رود.»8 ت ت در اسلام ص 344 از اين رو وقتي واردمبحث بعد، يعني معنويت مي شويم، هيچگاه تصور جدايي آن از زندگي و جنبه هاي مادي آن نيست. 2- معنويت: انسان داراي ابعاد جسمي ، فكري و روحي (معنوي) است. اگر اين ابعاد را استعدادهاي انسان بدانيم ، بديهي است كه نيازمند رشد و شكوفايي هريك از آنها هستيم. و هرچه اين پرورش، متعادل و متوازن باشد انسان رشيد تري ظهور و بروزمي يابد. شهيد مطهري در مورد «استعداد» مي فرمايند: استعداد، عبارت است از قوه قريب به فعليت ، منظور حكما از «استعداد» (امكان تكامل است،نه امكان انعدام ) ودر ادامه مي فرمايند: «معني استعداد و امكان استعدادي از نظر قدما، عبارت است از رابطه اي خاص ميان يك مرتبه از واحد واقعيت ومرتبه ي ديگر از آن، و به عبارت ديگر، عبارت است از رابطه اي خاص ميان درجه اي از فعليت واحد و درجه اي ديگر از آن ».9 در اين ميان استعدادهاي روحي يا معنوي جايگاه والاتري داشته و اصل انسان را تشكيل مي دهد. شهيد مطهري در كتاب انسان كامل ص 69 در ارتباط با ابعاد و استعدادهاي معنوي انسان مي فرمايند: «يك سلسله امور وجود دارند كه در عين اينكه از جنس ماده و ماديات نيستند- و مي شود نام آنها را معنويات گذاشت – به انسان، ارزش و شخصيت مي دهند. انسان بودن انسان به اين اموراست، يعني اگر اين معاني را از انسان بگيرند با حيوان هيچ فرقي نمي كند.» شهيد مطهري در كتاب تعليم و تربيت در اسلام (ص68 ) نظر روانشناسان جديد را اينگونه مطرح و بسط مي دهد كه انسان در بعد معنوي داراي چهار بعد يااستعداد است ( كه البته خود، استعداد پنجمي را به نام استعداد خلاقيت برآن مي افزايد) . الف) استعداد عقلي، كه منجربه استعداد علمي وحقيقت جويي در بشر مي شود. ب ) استعداد اخلاقي، كه آن را امر اصيلي در انسان و درعمق سرشت و فطرت او مي داند كه منجر به وجدان اخلاقي مي شود. ج ) استعداد ديني، كه اين نيز استعدادي اصيل در انسان است و آن را به حس تقديس و حس پرستش تعبير مي كند، حسي كه حقيقت مافوق و منزه است كه انسان مي خواهد در مقابل او خضوع و خشوع كند، بااو مناجات نموده و او را تقديس نمايد. د ) استعداد هنري و ذوقي و با بعد زيبايي كه منجر به حس زيبايي شناختي در انسان شده و موجب علاقمندي انسان به زيبايي ها ميشود. ه) استعداد خلاقيت، و اينكه انسان ، آفريننده و مبتكر و مبدع آفريده شده واز جمله چيزهايي كه هركس داراست واز آن لذت مي برد قدرت ابداع وابتكار و نوآوري است. اين استعدادها ( جسمي، فكري و روحي يامعنوي) كه در اسلام به صورت در هم تنيده است، نيازهاي پرورش آن نيز به همين صورت مطرح مي شود. در تئوريهاي نيازهاي انسان اين نيازها، گاه به صورت تعاملي وگاه ترتيبي مطرح است. از جمله ابراهام مازلو اين نيازها را به ترتيب زير طبقه بندي مي كند.10 1- نيازهاي جسمي يا فيزيولوژيكي 2- نياز به امنيت 3- نياز به عشق و محبت و احساس تعلق 4- نياز به حرمت واحترام 5- نياز به خوديابي يا خويشتن شناسي 3-مسجد و معنويت: از كاركردهاي مهم مسجد توجه به اين نياز انسان است. امام راحل (ره) در اين زمينه مي فرمايند: « اگر اين مسجد و مركز ستاد اسلام قوي باشد، ترس از فانتومها نداشته باشيد .... آن روز بايد ترس داشته باشيد كه شما پشت بكنيد به اسلام. پشت كنيد به مساجد.»11 و مقام معظم رهبري در اين زمينه مي فرمايند: « ما بايد نگران دين مردم باشيم. بهترين جا براي حفظ دين مردم، همين مساجد است».12 ودرجاي ديگر مي فرمايند: « مسجد بطوركلي بعنوان يك پايگاه ديني ،پايگاه عبوديت، پايگاه معرفت، مي تواند براي جوامع اسلامي منشاء و سرآغاز حركات بزرگ و بركات ماندگار باشد.(19/10/75) بديهي است در كلام اين بزرگان مفهوم دين ، همان جامعيت اسلام وتوجه به همه ي ابعاد انساني ازجمله بعد معنوي است، و باتوجه و برداشت ما دربعد معنوي، نافي ابعاد ديگر نيست. حال بايد ديد كه مسجد براي اين جنبه از نيازها چه فعاليتهايي دارد. مساجد براي امور معنوي ( جالب است كه اين امور نيز، معمولا بصورت جمعي برگزار مي شود) فعاليتهايي زير را دارند: الف) اقامه نماز جماعت. ب) برنامه هاي وعظ و خطابه ج) برنامه هاي ذكر و دعا د ) كلاسها و نشست هاي قرائت قرآن ه) كلاسها ونشست هاي ترجمه و تفسير قرآن و) برنامه هاي ويژه مناسبت ها و آيين ها ز) اعتكاف ( از معنوي ترين كارها كه بايد در مساجد جامع باشد). ك) برنامه هاي داوطلبانه و همچنين نهادهاي موجود در مسجد عمدتاً براساس معنويت پايه ريزي شده و توقع مردم نيز اعم از خدمت كننده و كمك گيرنده برهمين اساس است. برخي نهادهاي مستقر در مساجد بشرح زير است: الف) نهاد روحانيت كه ارتباط مستقيم با اولين كاركرد مسجد( نماز و برنامه هاي عبادي ) دارد. ب) هيئت امناء ج) خيرين و خادمين د) تعاوني ها ه) بسيج و) امور امداد و درمان ز) صندوق قرض الحسنه ك) كانونهاي فرهنگي هنري ، قرآن و ... - ) ............ 4- مديريت معنوي مسجد حال كه مسجد اصلي ترين پايگاه دين و همچنين معنويت ، اصيل ترين جنبه ي انساني است، ارتباط و مديريت آن شايسته بحث و بررسي بيشتري خواهد بود. امام راحل (ره) مي فرمودند: « مسجد، وقتي نماز در آن برپا مي شده است تكليف معين مي كرده اند ...... تدبير ممالك از آنجا، از مسجد، شالوده اش ريخته مي شده است. مسجد مركز سياست اسلام بوده است».13 و درباره خلاف اين كاركرد مي فرمايد: « اگر مسجدي شد كه اين مسجد، دعوتش ، دعوت فاسد شد، پيغمبر اكرم خراب كرد مسجد ضرار را». 14 درجاي ديگر مي فرمايند: « مسجد در اسلام و در صدر اسلام هميشه مركز جنبش و حركتهاي اسلامي بوده؛ از مسجد تبليغات اسلامي شروع مي شده است واز مسجد حركت قواي اسلامي براي سركوبي كفار و وارد كردن آنها در [زير] بيرق اسلام بوده است» .15 و نهايتا در موضوع مديريت مسجد مي فرمايند: « مسجد محلي است كه از مسجد بايد امور اداره بشود».16 مقام معظم رهبري نيز در ارتباط با وظيفه معنوي مساجدمي فرمايند: « هرچه بتوانيد در مورد مساجد كار بكنيد خيلي خوب است. مسجد، كانون دين است. الان هم همين است. هيچ چيز جاي مسجد را پر نمي كند. ...... مساجد است كه فضا را فضاي ديني نگه مي دارد و معارف را از نسلي به نسلي منتقل و با دين آشنا مي كند». ( 19/10/77) دراين صورت، وظيفه مسجد نه تنها مديريت معنويت در زمان خود است، بلكه وظيفه واستراتژي لازم براي آيندگان را نيز عهده دار است. آنچه در اين ميان ضروري مي نمايد درك صحيح متوليان واهالي مسجد نسبت به اين وظيفه مديريتي است. آنجا كه امام علي (ع) در نامه 41 نهج البلاغه مي فرمايند: « شما مديران شركاي حكومت و نمايندگان رهبري هستيد» نشان مي دهدبخشي از قدرت رهبري جامعه اسلامي از اثربخشي مديريت مساجد برجامعه و محله ي خود ناشي مي شود. از اين رو شايسته است، ارتباط سه مفهوم « مديريت» ، «معنويت» و «مسجد» هرچه بيشتر و بهتر تبيين شود و از آنجا كه مساجد اسلامي در واحدهاي محله، قبيله، بازار، جمعه و جامع وجود دارند، مي توانند به صورت گسترده ترين شبكه فراگير اجتماعي تاثيرات ونقش آفريني مناسبي در مناسبات معنوي انسانها در حوزه خود داشته باشند. در اين مقاله ، مديريت و نقش معنوي مساجد در واحد «محله» پيگيري مي شود. 5-محله و مسجد هريك از مفاهيم فوق از دو بعد كالبدي ( فضايي) و اجتماعي (غيرفضايي) برخوردارند كه در محله سنگيني كند به سوي بعد كالبدي و در مسجد به طرف بعد اجتماعي است و لي هردوي آنها زيست گاه هايي مناسب براي انسانها با مناسبات «انساني» هستند. باتوجه به اين اشتراك و موارد ديگر است كه در تاثيرات و همچنين تاثيرپذيري آنها شباهتهاي زيادي وجود دارد ( شجاعي زند، عليرضا) در مقاله «ناسازي مدرنيته با محله»، تاثيرهاي تضعيف كننده «مدرنيته» به «مسجد» و «محله» را براساس سرشت سكولار وسنت گريز آن دانسته و احياي معنوي محله ها را به عنوان يك سازه «انساني» و نه «كالبدي» مستلزم اقدام هاي زير مي داند: 1- تغيير در معنا وهدف زندگي به نحوي كه پاسخگوي ابعاد مختلف و جودي انسان باشد. 2- تغيير در مناسبات انساني به نحوي كه يكديگر را نه رقيب، بلكه معاون و رفيق هم ببينند. 3- تغيير در شيوه ي زندگي به نحوي كه با كاستن از سرعت و شتاب آن، به آرامش و قرار برسند. و در ادامه خصلتهاي مدرنيته كه مانع تحقق موارد فوق مي شود را به شرح زير بر مي شمارد: 1- مجتمع و متراكم كردن انسانها در چند شهر مركزي و در نتيجه افزايش «مزاحمت و تقابل» با يكديگر. 2- افزودن برسرعت و شتاب تحركات و در نتيجه «لحظه اي» شدن تعاملات و ظهور پديده «غريبگي». 3- افزودن برمقدار و مسافت جابه جايي و در نتيجه ظهور پديده از « جاكندگي و بي خانماني». 4- اقتصادي كردن حيات و تحريض انسان به مصرف و در نتيجه «رقابتي و تخاصمه آميز» شدن روابط. و در پايان متذكر مي شود كه هيچ يك از مسجد يا محله نمي توانند به تنهايي موفق به تغيير در اين روند شوند. البته، عليرغم تاثيرات غيرقابل انكار فوق، بروز انقلاب اسلامي در ايران را مي توانيم روزنه ي اميدي در اين زمينه بدانيم. زيرا شاهد بوديم كه با افول نقش محله ها در مناسبات انساني شهرها، اين مساجد بودند كه با به دور هم جمع كردن مردم، با شكوه ترين همزباني وهمدلي را در تاريخ معاصر ايران به وجود آوردند. چرا محله؟ «تجربه دهه هاي اخير بسياري از كشورهاي توسعه يافته و نيز برخي از كشورهاي درحال توسعه در ساماندهي مديريت شهري حاكي از اين است كه با تحليل دقيق مولفه هاي اين نوع مديريت و چالشهاي شهرهاي بزرگ و مدرن ، مي توان به الگوي مناسبي براي برون رفت از اين چالشها دست يافت. اين الگو همان است كه در بحث «توسعه پايدارشهر» و در حوزه مطالعات اجتماعي، در سطح خرد و كلان طرح و بررسي مي شود. در اين الگو در باره خردترين واحد يعني «محله» مطالعه، سياست گذاري، مديريت و برنامه ريزي انجام مي شود. بنابراين ديدگاه خردنگر كه مبتني بر مهندسي اجتماعي جزء به جزء است جايگزين نگرش كلان مي شود. در ديدگاه و رويكرد خردنگر، پژوهشگران و مديران، بررسي و حل مسائل شهر را از كوچكترين واحد، يعني «محله» آغاز مي كنند. برپايه اين رهيافت، مديريت از پايين به بالا كه متكي بر مشاركت جمعي است جايگزين مديريت متمركز و از بالا به پايين مي شود. از همين رو سطح اشتراك مردم در بررسي و حل مسائل اجتماعي شهر، و يابه تعبير درست تر محله، به گونه فزاينده اي افزايش مي يابد. نتيجه اين رهيافت در وهله نخست، توسعه منابع انساني و در مراحل بعدي ايجاد ظرفيتهاي نهادي، تمركز زدايي، تعاملات بنيادين، تقويت اجتماعات محله اي و ارتقاي ميزان مشاركت مدني است. توسعه اين جنبه ها، مولفه هاي پيش گفته ي مديريت شهري را در حد بالايي اعتلا مي بخشد و توسعه مي دهد. بي ترديد بهره گيري از تجربه شهرهاي موفق مي تواند در نهادينه سازي توسعه پايدار شهري بسيار تاثيرگذار باشد و مديريت شهري را كارآمد و كارا سازد.»17 چرا مسجد؟ باداشتن بيش از شصت هزار مسجد در كشور، مي توانيم آنرا گسترده ترين شبكه ي فراگير اجتماعي دانسته كه مي تواند نقش آفريني وسيعي در مديريت معنوي محله ها داشته باشد. سعيد اسدي در مقاله «نقش مسجد در مديريت توسعه محله اي»18 مي نويسد: مسجد در ورود به مدنيت صحيح و توسعه آن و حل مشكلات موجود شهري و محله اي ناشي از شهرنشيني و نوگرايي، براي برخورداري از جوامع سالم به ويژه درسطح محله اي جايگاه ويژه اي دارد. اين نهاد در اجراي عدالت اجتماعي و توزيع متناسبت بيت المال ، فقرزاديي، تبعيض زدايي نقش مهمي ايفا مي كند. علاوه براين ها مسجد درانعكاس نقطه نظرها و پيشنهاد هاي مردم شهرها و محله ها به مسوولان وتاثيرگذاري بر روند تصميم گيري و مديريت خرد كشور مي تواند بسيار تاثيرگذار باشد. اخوت امت اسلامي و تاثير آن در غناي مديريت شهري و محله اي ، همه و همه بيان گر اهميت و نقش مساجد به عنوان پايگاه هاي مديريت و استاندارد سازي زندگي انسان در جنبه هاي فردي و اجتماعي است. در مقايسه با ساير شاخص هاي مديريتي كه عمدتا از زاويه و چشم انداز خاص، مديريت فرهنگي ، آموزشي و .... را مدنظر قرار مي دهند، امروزه نقش مديريتي مساجد كه باتمامي قلمروهاي پيچيده انساني اعم از آموزشي ، فرهنگي ، سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي و .... سرو كار دارند از اهميت به سزايي برخوردار گرديده و براهميت نقش بارز مديريتي آن به عنوان مجالس شوراي اسلامي و مراكز دخالت ومشاركت مسلمانان در شيوه اداره حكومت – همانگونه كه پيامبر اكرم(ص) بدان تاكيد داشت – بيش از پيش تاكيد مي شود. مسعود مظاهري در مقاله «نقش مسجد در سازمان و اجتماع محله اي»19 با ذكر كاسته شدن نقش محله ها در برقراري ارتباطات اجتماعي برنقش مسجد تاكيد مي كند. ايشان مي نويسند:«تا سه دهه پيش، در اغلب شهرها، محله ها اعتبار خاصي در برقراري ارتباطات اجتماعي داشتند. اين درحالي است كه طي سه دهه اخير محله هاي شهري به صورت بخش كوچكي از فرهنگ ملي و خرده فرهنگهاي شهري در آمدند. تغييرات سياسي، اجتماعي و تكنولوژيك ، نقش محله ها را در زندگي اجتماعي كاسته است. نقش مسجد در انگيزه سازي مردم و رشد روحيه خودياري و تعاون و انجام امور داوطلبانه جمعي در سطح محله اي در راستاي توسعه اجتماعات محله اي مي پردازد.» مسجد و نيازها ( بارويكرد محله اي) مسجد، خانه ي خداست و انسانها با حضور در آن، خود و مناسبات انساني خود را رنگ خدايي مي زنند. مومنين ابتدا در مسجد محله حضور مي يابند و با نيازهاي مشترك محله اي نيز آشنا مي شوند و بديهي است ارتباط نيازهاي انسانها و به تبع آن محله و از ناحيه مسجد، معنويت لازم در طرح و حل و فصل آن را فراهم مي آورد. قاسم مطلبي در مقاله « رويكردي انساني به توسعه پايدار محله اي»20 هم زيستي موثر انسانها را در درك و يافتن نيازهاي مشترك مي داند. ايشان مي نويسند: «پيوند انسان و محيط مسكون، مبتني بر تعامل قابليت هاي بالقوه قلمروي كالبدي و نيازهاي انسان است. توجه به توسعه محله اي مي بايد ما را به گونه اي متوجه پناهگاه هاي انساني سازد، در نتيجه، هم زيستي موثر انسان با دنياي مادي، به منظور ارضاي نيازهاي انساني و گروهي مردم كه متاثر از ادراك آنها ازآن نيازها است- در قالب مفهوم محله قابل مشاهده است. لذا هرنمودي از توسعه محله اي، گوياي حضور مردم در محله است. مشاركت مردم در توسعه محله اي ابعاد گوناگون دارد. اما مهمترين مولفه هاي حضور مردم در توسعه پايدار محله اي، توجه به نيازهاي مشترك آنان در قالب يك زندگي جمعي است.» حال اگر ، نيازهاي آدمي را براساس الگو «مازلو» و در ارتباط با مسجد و محله مورد بررسي قرار دهيم مي توان به موارد زير اشاره نمود: 1-مسجد، محله و نيازهاي نخستين ( جسمي يا فيزيولوژيك) اولين كاركرد مسجد، نماز، به جز موارد استثنايي ، (در 28 مورد) به همراه زكات آمده است. ديگر تكاليف ديني نيز همواره با مدنظر داشتن نيازهاي نخستين بشري مطرح شده است. توجه به كار، توليد، مخالفت با احتكار، توجه به فقرا، اطعام مسكينان وتوزيع عادلانه ثروت بخشي از فرهنگ ديني در تامين اين نياز است. علي محمد احمدي در مقاله «نقش مسجد در اقتصاد محله»21 اين نياز را در سطح محله مورد توجه قرار داده است. «هدف مقاله حاضر، بيان نقش اسلام و مساجد در فرآيند توسعه و رفاه اقتصادي است و در آن مسجد كانون فرهنگ سازي و انسان سازي براي ارتقاي بهره وري اقتصادي معرفي مي شود. همچنين اين نهاد ديني نقش مبارزه با پيامدهاي منفي اخلاقي در امور اقتصادي نظير ربا و ... را با دريافت خمس و زكات و برگزاري جلسه هاي وعظ وخطابه در خصوص رعايت اخلاق اسلامي در معاملات اقتصادي و تشكيل صندوق هاي قرض الحسنه به عهده مي گيرد و درجهت توسعه اقتصادي و تامين نيازهاي مالي و اقتصادي مردم شهرها و محله ها و انگيزه سازي براي رشد و روحيه خودياري در مردم در انجام امور داوطلبانه اقتصادي در سطح محله اي نقش ايفا مي كند.» 2-مسجد، محله و نياز امنيت مسجد الحرام به عنوان اولين مسجد، ويژگي هايي در بعد امنيت دارد كه بديهي است مي تواند الگوي مساجد ديگر شود. ناصرشكريان در مقاله «مساجد ملجاء مردم»22 به ده مورداز اين و يژگي ها اشاره مي كند كه مهمترين آنها بشرح زير آمده است: 1- امنيت تكويني: «منهم من خوف» قريش /4 2- امنيت تشريفي: «ومن دخله كان امنا» آل عمران/97 3- امنيت روحي ومعنوي: «كسي داخل مسجدالحرام شود از عذاب در امان خواهدبود» امام صادق (ع). 4- امنيت از جهت جنگ و خونريزي: «لا تقاتلوهم عند المسجد الحرام» بقره/191 5- امنيت از جهت عدم حضور مفسد وظالم: « ومن يرد فيه بالحاد بظلم نذقه من عذاب اليم» حج/25 6- امنيت از جهت تبعيض و نابرابري: « والمسجد الحرام الذي جعلناه للناس سواء العاكف فيه والباد» توبه /28 7- امنيت از جهت تبعيض ورود مشركين: «يا ايهاالذين آمنوا انما المشركون نجس فلا يقربو المسجد الحرام»؟ و پس از اين موارد امنيت لقطه، گياهان و درختان نيز مطرح مي شود. محمد عارفي در مقاله «نقش مسجد در امنيت اجتماعي محله اي»23 با ذكر ناتواني دولتها در تامين حداكثري امنيت به نقش نهادهاي مدني – مردمي در اين زمينه تاكيد دارد. ايشان مي نويسند:«بي ترديد راه حل مشكلات اجتماعي، فقط با تكيه برتوان دولتها شدني نيست. نگرش سياسي و امنيتي به مسائل اجتماعي نيز لاپوشاني راتجويز مي كند و به تخريب بيشتر جامعه مي انجامد. در اين ميان مراكز علمي و پژوهشي ، نهادهاي مدني مردمي، به ويژه مساجد، در جامعه اسلامي در كنار مردم و دولتها يا حتي پيشاپيش آنها به چاره جويي برمي خيزند. مسجد، پايگاه تبليغ دين اسلام است و بسياري از آثار اجتماعي نظير اخلاص و درستكاري، سامان دهي زندگي و نظم و تقوي برآن مترتب است. افرادي كه بيشتر به مسجد مراجعه دارند، كمتر حقوق ديگران را ضايع مي كنند، آنها زندگي خود را با نظم بيشتري مي سازند و آثار و رفتار ديني در زندگي اجتماعي آنها نيز به چشم مي خورد. از سوي ديگر، نقصان ارزش هاي ديني سبب بروز بي نظمي ها و آشوب هاي اجتماعي مي گردد. مشكلاتي كه بدين وسيله به فرد منتقل مي شود، به خانواده و نيز محل كار وي تاثير منفي مي گذارد. اين چرخه باطل مرتبا تكرار مي شود و در نهايت نابساماني فرد وخانواده را در پي خواهد داشت و بدين ترتيب عدم امنيت در ساختار كلي جامعه به ويژه در سطح محله اي افزايش مي يابد.» گفتيم كه جنبه ي كالبدي محله بيشتر است از اين رو توجه به محيط زيست و ايمني زيست محله اي نيز در كنار امنيت اجتماعي اهميت به سزايي دارد. اسدالله اسدي در مقاله « نقش مسجد در ايمني و حل مسائل زيست محله اي » به اين مهم مي پردازد. «مساله محيط زيست در دهه هاي اخير، معضلي براي همه جهانيان وبحث روز بسياري از جوامع بوده است . به همين دليل منظور مباحثي از قبيل توسعه پايدار با طرح ملاحظات زيست محيطي سعي در حفاظت از محيط زيست ، قابليت استفاده از منابع براي نسلهاي آتي، بهبود و سازگاري باشرايط محيطي و سالم سازي محيط زندگي را داشته اند، اگرچه در كاهش بحران هاي زيست محيطي چنين ديدگاه هايي جايگاه خاص خود را دارند و در ارتقاي كيفي محيط زندگي لازم اند، اما كافي نيستند، زيرا در حقيقت غالبا با پيروي جهان بيني هاي مسلط بر جهان معاصر، به ابعاد مادي مسايل زيست محيطي پرداخته مي شود وابعاد معنوي را كه غفلت از آنها سهم به سزايي در ايجاد بحران و از ميان رفتن امنيت داشته اند. چندان مورد توجه قرار نمي گيرند. امروزه تغيير نگرش جامعه نسبت به طبيعت و تسلط مفهوم مادي گرايانه علم نيوتني برآن ، چيرگي برطبيعت و تخريب آن را تواما در برداشته است. بدين سب توجه به مفاهيم معنوي اسلام و مسجد به عنهوان كانون نگرش هاي جديد، روز به روز اهميت خود را بيشتر مي نماياند.» 3- مسجد، محله و نياز به عشق ومحبت و احساس تعلق جمعيت محله معمولا از كساني تشكيل مي شود كه از جهت پايگاه اقتصادي اجتماعي، شغل و يا اعتقادات ديني و تربيت، بسيار به يكديگر نزديك هستند. از اين رو به «فرهنگ مشترك» و هنجارهاي وابستگي دارند كه عليرغم امكان درون گرايي و يا نزاع با ديگر مجموعه ها، در درون خود واجد مزاياي فراواني است. از آن جمله احساس تعلق به جمع و بهره مندي از محبت و حمايت آنها در مواقع لزوم. اين احساس تعلق آنگاه احساس مي شود كه فردي از محله اي به محله اي ديگر نقل مكان مي كند. آرلن استپانيان ، در مقاله «دلتنگي شهري»24 آنرا نوعي دلتنگي غريبانه مي نامد و اينكه ماهها طول مي كشد كه اين احساس از وجود انسان فاصله گيرد. از سوي ديگر اين احساس تعلق را به نوعي روح محله يا شخصيت اجتماعي هر محله مي داند كه بنا بر مولفه هاي معنوي آن شكل مي گيرد. از اين روست كه اين روح جمعي، انسان را آرام يا سرگشته ، مطيع يا ياغي و حتي گاه هنرمند و هنرشناس و يا صنعت گر مي كند. بديهي است كه روح جمعي ، شخصيت اجتماعي و يا فرهنگ مشترك، تابع عناصر و مولفه هاي بسياري است كه ويژگي آنرا تشكيل داده و آنرا با ديگر فرهنگها متفاوت مي سازد. عباس ابراهيمي در مقاله «نقش مسجد در فرهنگ و هويت محله اي»25به اين مسئله اينگونه اشاره مي كند: «در گذشته، فرهنگ صرفا مجموعه اي از فعاليتهاي فكري و هنري محدود بود، فرهنگ هر اجتماعي داراي خصوصيات و ويژگي هاي خاص آن سرزمين است، كه تحت تاثير عناصر مذهبي ، تاريخي، عقيدتي و جغرافيايي شكل مي گيرد. از آن جا كه مسجد بر الگوهاي رفتاري افراد در زمينه مذهبي تاثير مي گذارد، از اين رو به صورت غيرمستقيم در شكل گيري فرهنگ و هويت افراد، در سطح فردي و اجتماعي نقش به سزايي ايفا مي كند. مسجد به عنوان مركز فرهنگ سازي ديني، و امكاني براي برقراري ارتباط نزديك تر توده مردم، به ويژه جوانان در ابعاد خردتر جامعه مانند محله ها، پاسخگوي نيازهاي اجتماعي مردم است. از اين رو نقش آن در شكل گيري، انسجام وتقويت فرهنگ و هويت اسلامي محله هاي شهري حائز اهميت است.» اين احساس تعلق و محبت به همتايان ، با گسترش شهرنشيني و تحرك اجتماعي، خصوصا در شهرهاي بزرگ، مناطق مرفه نشين و شهرك ها روبه كاهش است و اين مساجد هستند كه هنوز همشهري هاي و هم ولايتي ها را گرد هم آورده و در مناسبتها و مراسم ها در جهت ايجاد و يا حفظ اين احساس كاركرد دارد. برگزاري مراسم، آيين ها، جلسات و برنامه هاي مختلف در مساجد مي تواند قوام بخش اين احساس باشد. 4-مسجد، محله و نياز به حرمت واحترام: اين نيازها به دو دسته طبقه بندي مي شوند: 1- نياز به قدرت، موفقيت، ابراز لياقت، شايستگي، تبحر و مهارت اعتماد به نفس در مواجه با وقايع، استقلال و آزادي. 2- نياز به اعتبار، حيثيت، مقام، شهرت و افتخار، تسلط و برتري ، شناسايي توجه، اهميت و حق شناسي. اين نياز ، كه از نيازهاي اصيل و معنوي انسان و مقدمه ي شكوفايي و خويشتن شناسي فرد است باگسترش شهرها ، مهاجرت ، بيكاري و... از سويي و از سوي ديگر، تغيير نگرش در ارزشها و هنجارهاي جامعه، دستخوش تغييرات وسيعي شده است. اقتصاد بيمار، ظهور نوكيسه ها، بي ريشه ها واز اين دست موارد، بسياري از حرمتها را شكسته و باعث تغيير در احترام به افراد شده است. در گذشته روحاني، ريش سفيد، معتمد محل، حل كننده ي بسياري از مشكلات، اختلافها و مسائل بودند كه اكنون جاي خود را به نهادهاي حكومتي داده اند. اكنون، اين نيازهاي اصيل و معنوي را مي توان بارديگر به مساجد بازگرداند از طريق مساجد پيگيري نمود. مسجد مي تواند انسانهاي پراكنده ( انبوه هاي تنها) را پيرامون اهداف خيرخواهانه، داوطلبانه، تكريم و حرمت انسانها گردهم آورد تا با امكان ابراز لياقت، شايستگي و .... حرمت و احترام ديگران تكريم و احترام خود شان را فراهم آورد. انجام كارهاي خيرخواهانه و داوطلبانه خاصيتي دوسويه دارد، سوي اول ، خدمت ، احترام وحرمت به همنوع و سوي دوم آن،عزت نفس، موفقيت و ارضاي معنوي در خود. تشكيل گروههاي داوطلبانه در مساجد از گذشته هاي دور رواج داشته و اكنون نيز در فقدان مشاركت كافي مردم در اداره ي شهر و نقش اندك آنها در اداره ي محله ، مي توان بر روي مساجد حساب خاص باز نمود. مژگان محمودي راد و ديگران در مقاله خودشان با نام «نحوه مشاركت شهروندان در فرآيند توسعه محله اي »26 به روشهاي زير اشاره مي كنند كه تمامي آنها در مساجد قابل دسترسي استك 1- مديريت محله ( كه در سالهاي آغاز و پيروزي انقلاب اسلامي به نحو احسن انجام مي شد). 2- شخصي سازي. 3- برنامه ريزي و طرح ريزي محلي. 4- بيانيه هاي سياسي. 5- گردهمايي عمومي. 6- نظرخواهي عمومي. 7- بازبيني برنامه ها. 8- برگزاري نمايشگاهها. 9- مطبوعات. 10-ارزيابي برنامه ها. البته شرايط زير را نيز براي مشاركت حداكثري ضروري مي دانند: 1- داشتن اختيار در شرايط آگاهي و توانايي، اطلاعات از رفاه، براي تبديل شدن به كارگزاراني موثر در جامعه. 2- ايجاد فرصتها، در شرايط عدم تمركز و قدرتهاي سياسي و اقتصادي براي شهروند شدن. 3- ايجاد انگيزه لازم براي اجراي وظايفي كه به عنوان عضو جامعه برعهده دارند. 5- مسجد، محله و نياز خوديابي يا خويشتن شناسي selfa ctualization »: «مازلو» مي نويسد:خويشتن شناسي و اقع بينانه را شناخت فرد به وسيله خود اوست ، شناخت اينكه او چه مي تواند باشد و توانايي چه كارهايي را دارد. تنها در اين صورت است كه احساس آرامش به هريك از اينان دست مي دهد. به عبارت ديگر فرد بايد به آنچه مي تواند دست يابد و هماني باشد كه در يد قدرت و توانايي اوست. براساس منطق اين الگو، تامين نيازهاي اوليه مي تواند منجر به اين مرحله ( نياز خوديابي يا خويشتن شناسي) شود و در اين مرحله ، انسان با شناخت استعداد هاي خود به پرورش آن مي پردازد. مسجد واستعدادها: انسانها داراي استعدادهاي فراواني هستندوبيان شد كه در سه دسته ي جسمي – فكري و معنوي( روحي) قابل شناسايي هستند. نهادهاي بسياري براي رشد وتوسعه ي اين استعدادها تشكيل شده اند و مثبت يا منفي در حال فعاليت مي باشند. محمد تقي نمك فروش در مقاله «احياي مسجد»27 مي نويسد: « مسجد در زمان ما، رقباي زيرك و زيادي دارد ، مدرسه ها، دانشگاهها، مراكز فرهنگي، مركز ورزشي، سالنهاي اجتماعات، سينماها، [ كه بايد رسانه هاي جديد را نيز برآنها افزود]. مسجد براي اين كه زنده بماند بايد با در نظرگرفتن همه رقباي خود، به شهروندان اطراف مسجد خدمت ارايه كند». به عبارت ديگر، مسجد اگر در خدمت انسانها و پرورش استعدادهاي آنها باشد موفق تر و ماندگارتر خواهد بود. حال با نگاهي به استعدادهاي معنوي ( عقلي – اخلاقي- ديني – هنري و ذوقي و خلاقيت) در مي يابيم كه مسجد و كاركردهايش تماماً در جهت رشد آنهاست. بديهي است پرورش اين استعداد نيازمند برنامه ريزي دقيق است تا در نهايت، موجبات تربيت شهروندان مسئول و موفق و در نتيجه محله هاي معنوي را فراهم آورد. مسجد و مديريت معنوي محله: درمطالب مطرح شده، نقش و يا امكان و ضرورت نقش آفريني مسجد وتاثيرات معنوي آن برانسان ومحله مورد تاكيد قرار گرفت، حال بايد ديد، اين نقش آفريني و اثرگذاري چگونه امكان پذير خواهد بود. پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي تاثير دوگانه اي بر روي مساجد داشته است. بدينگونه كه بسياري از وظايف و يا مسئوليتهاي مساجد به دولت و نظام و بالعكس ، وظايف و مسئوليتهايي از حكومت به عهده ي مساجد گذاشته شده است. علاوه بر تغييرات در نوع حجم و كاركردهاي مساجد و همچنين در شكلهاي اجرايي آنها، گرفتن مسئوليتهاي اداري و حكومتي توسط روحانيون كه به عنوان مديران معنوي مساجد شناخته مي شوند از آسيب هاي جدي بر پيكره مساجد بوده و هست. 28 اكنون باتوجه به رشد و توسعه مفهوم نهادهاي مدني كه مساجد را نيز شامل مي شود وضعيت جديدي را به وجودآمده است كه ضروري است به مديريت مسجد توجه ويژه اي مبذول گردد. كارگزاران حكومت و همچنين متوليان مساجد بايد به اين اهميت و ديدگاه برسند كه ، توانمند سازي نظام مديريت شهري و جلوگيري از هم گسيختگي اجتماعي، افزايش امنيت اجتماعي، تربيت شهروندان معنوي، كاستن از هزينه ها، افزايش مشاركتها وبسياري از اين موارد از طريق مساجد و به تبع آن مديريت كارآمد امكان پذير خواهد بود. الگوهاي مديريت محله اي حضرت رسول اكرم (ص) و امام علي (ع) باتركيبي از الگوهاي جديد از كشورهاي مسلمان و جهان مي تواند مهمترين چالش اين موضوع را حل نمايد. همچنين پذيرفتن وضعيت جديد توسط دستگاههاي ذيربط و روحانيون مساجد مي تواند ادبيات اين حوزه ( مديريت مسجد) را غني سازد. پي نوشت: 1- مجمع البيان – ج5ص72. 2-سوره كهف – 21 3- عميد- حسن- فرهنگي جيبي عميد( جيبي) ص 1140- اميركبير(تهران69) 4- علي آبادي- عليرضا- مديران جامعه اسلامي؛ رامين، (تهران 77) 5-تقوي- سيدرضا- نگرشي برمديريت اسلامي؛ سازمان تبليغات اسلامي،(تهران77) 6- عميد- حسن – فرهنگ عميد ( جيبي) ص 1096؛ اميركبير(تهران 69) 7- مطهري- مرتضي- تعليم و تربيت در اسلام – انتشارات صدرا ( تهران 1379) 8- مطهري – مرتضي- مجموعه آثار ج 5 – انتشارات صدرا( تهران 1380) 9- ابراهام – مازلو – انگيزش و شخصيت – ترجمه احمد رضواني- انتشارات آستان قدس رضوي(مشهد1365) 10- صحيفه نور – ج13- ص21 11- مجله مسجد- شماره 69 12- صحيفه نور- ج2 – ص 21 13- صحيفه نور- ج4- ص 34 14- صحيفه نور- ج7- ص 65- سخنراني 31/1/58 15- مركزمطالعات و تحقيقات اموراجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران – چكيده مقالات همايش توسعه محله اي – ص 194- (تهران 83) 16- صحيفه نور – ج13- ص 15 17- مركزمطالعات و تحقيقات اموراجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران – چكيده مقالات همايش توسعه محله اي – ص22- (تهران 83) 18- مركزمطالعات و تحقيقات اموراجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران – چكيده مقالات همايش توسعه محله اي – ص 85- (تهران 83) 19- مركزمطالعات و تحقيقات اموراجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران – چكيده مقالات همايش توسعه محله اي – ص326- (تهران 83) 20- مركزمطالعات و تحقيقات اموراجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران – چكيده مقالات همايش توسعه محله اي – ص74- (تهران 83) 21- مركزمطالعات و تحقيقات اموراجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران – چكيده مقالات همايش توسعه محله اي – ص366- (تهران 83) 22- مركزمطالعات و تحقيقات اموراجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران – چكيده مقالات همايش توسعه محله اي – ص 417- (تهران 83) 23- مركزمطالعات و تحقيقات اموراجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران – چكيده مقالات همايش توسعه محله اي – ص 441- (تهران 83) 24- مركزمطالعات و تحقيقات اموراجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران – چكيده مقالات همايش توسعه محله اي – ص 155- (تهران 83) 25- مركزمطالعات و تحقيقات اموراجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران – چكيده مقالات همايش توسعه محله اي – ص152- (تهران 83) 26- مركزرسيدگي به امور مساجد، فروغ مسجد(2)- (تهران،1383) 27- ابراهام،مازلو،انگيزش وشخصيت، ترجمه احمد رضواني، انتشارات آستان قدس رضوي(مشهد،65) ص 74 28- مركز رسيدگي به امورمساجد،خلاصه مقالات سومين همايش گراميداشت هفته جهاني مسجد، انتشارات زعيم، ص 122 0 تهران ، 84).
|